می خوانمت

مهربان پیامت را که باز کردم گویا سر خوشبوترین عطر جهان را گشودم مشامم از شمیم وجودت سرشار شد… گل وجودم؛ نوشته زیبایت را بوسیدم و بوییدم تا دستانت را بوسیده و آغوش پرمهرت را نفس کشیده باشم … نازنینم هیچ لذتی را بالاتر از سیراب شدن جان و ارضای روح نمی شناسم و تو هم این جان تشنه را ساقی و ساغری و هم این روح دلباخته سوخته را مرهم و به اوج رساننده… جان به قربانت میخواهمت با همه وجود و با همه وجود می خوانمت.

2 پاسخ به “می خوانمت”

  1. دل و دلبر می‌گوید:

    تو بارانی من باران پرستم

    تو دریایی من امواج تو هستم

    اگر روزی بپرسی باز گویم

    تو من هستی و من نقش تو هستم……..

    تو را دوست دارم اي مهربان جان

    سيراب نمي شوم از شهد و عسل كلامت

    اي جان به فدايت من همه، محو تماشاي نگاهت…..

    وقتي تو را ديدم پاي در دامن اندوه كشيدم

    مي دوني دل كوچكي دارم منو از خودت جدا نكن

  2. ghasedak می‌گوید:

    salam, nemidoonam ke angizat az in neveshteha chiye vali ehsas mikonam baraye kasi ke distash dari minevisi ke ziba ham minevisi vali bazi az neveshtehat dare tekrari mishe say kon hamishe chizhaye tazeh va no dashte bashi, rasti doost daram bedoonam ke age maashooghi nadashti baz ham mitoonesti in neveshteharo khalgh koni?!!!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.